جهاني شدن، ديدگاه حزب آريا
فرد بدون وطن و ملي گرايي تلاشي بيهوده خواهد داشت چرا كه در صورت واحد بودن جهان، ديگر منافع جهان توسط چه عنصري به خطر مي افتد. در آن محيط همه چيز متهي مي شود به مسائل داخلي. و اين يعني پايان سياست خارجي. حال با توجه به سرمايه گذاري هاي كلان دولت ها مختلف ( از جمله دولت هايي كه جهاني شدن را مطرح مي كنند) بر روي سياست خارجه و تربيت افراد براي روابط خارجه در دانشگاه ها آيا به نظر شما همچنان بايد پذيرفت كه چنين چيزي روزي رخ خواهد داد؟
جهاني شدن تنها در يك حالت ممكن است و حالت هاي ديگر همه توهم و يا فريبي بيش نمي باشند. اگر تمام جوامع در يك مسير تفكر قرار گيرند و همچنين اختلاف سطح جوامع از بين برود بستر مناسب براي جهاني شدن مطرح شود. اما ما شاهد آن هستيم كه همه روزه حكومت ها براي رشد و توسعه منافع خود حتي حاضر به 1ايمال نمودن منافع ديگران هستند، پس چگونه اختلاف در اين جوامع از بين مي رود ؟
طرح جديد سازمان ملل هم كه با نانم "آزادي براي همه" بيان شده ( كه كشور هاي توسعه يافته به ميزان 0.6% از درآمد ساليانه خود را به كشور هاي ضعيف كمك كنند) قبل از آنكه به مرحله اجرا برسد،با پرسش هايي روبرو شد كه نه تنها اجراي طرح منتفي گشت حتي حاضربه پاسخگويي به سوالات هم نشدند.
در مجموع از نظر حزب آريا جهاني شده اگر حادث شود در صده آتي مقدور نمي باشد و تفكر پيرامون آن امري باطل و رويا پردازانه است.
جهاني شدن، ديدگاه حزب آريا
فرد بدون وطن و ملي گرايي تلاشي بيهوده خواهد داشت چرا كه در صورت واحد بودن جهان، ديگر منافع جهان توسط چه عنصري به خطر مي افتد. در آن محيط همه چيز متهي مي شود به مسائل داخلي. و اين يعني پايان سياست خارجي. حال با توجه به سرمايه گذاري هاي كلان دولت ها مختلف ( از جمله دولت هايي كه جهاني شدن را مطرح مي كنند) بر روي سياست خارجه و تربيت افراد براي روابط خارجه در دانشگاه ها آيا به نظر شما همچنان بايد پذيرفت كه چنين چيزي روزي رخ خواهد داد؟
جهاني شدن تنها در يك حالت ممكن است و حالت هاي ديگر همه توهم و يا فريبي بيش نمي باشند. اگر تمام جوامع در يك مسير تفكر قرار گيرند و همچنين اختلاف سطح جوامع از بين برود بستر مناسب براي جهاني شدن مطرح شود. اما ما شاهد آن هستيم كه همه روزه حكومت ها براي رشد و توسعه منافع خود حتي حاضر به 1ايمال نمودن منافع ديگران هستند، پس چگونه اختلاف در اين جوامع از بين مي رود ؟
طرح جديد سازمان ملل هم كه با نانم "آزادي براي همه" بيان شده ( كه كشور هاي توسعه يافته به ميزان 0.6% از درآمد ساليانه خود را به كشور هاي ضعيف كمك كنند) قبل از آنكه به مرحله اجرا برسد،با پرسش هايي روبرو شد كه نه تنها اجراي طرح منتفي گشت حتي حاضربه پاسخگويي به سوالات هم نشدند.
در مجموع از نظر حزب آريا جهاني شده اگر حادث شود در صده آتي مقدور نمي باشد و تفكر پيرامون آن امري باطل و رويا پردازانه است.
شكست طرح سامان دهي سايت هاي اينترنتي و ...
با توجه به اينكه پس از مدت زمان تعيين شده اوليه و با بررسي نتايج حاصله اين امر روشن شد كه اجراي طرح "سامان دهي سايت هاي اينترنتي" عملاً غير ممكن است. هدف اوليه اين طرح اين بود كه با جمع آوري ليست كامل سايت هاي ثبت شده ارتباط اينترنت را در كل كشور قطع نموده و با ايجاد يك اينترانت (شبكه داخلي) امكان دسترسي به سايت هاي ثبت شده را در اختيار كاربران بگذارد. به مانند طرح سيستم شتاب كه يك شبكه مجزا از شبكه بانكي خود پردازها (ATM) در دنيا است. اما اين طرح به دلايل فراواني عملي نسيت از جمله :
- با وجود رشد و توسعه فناوري اطلاعات در ايران هنوز سرويس هاي كاربردي متعددي در اينترنت وجود دارند كه توسط سرويس دهندگان ايراني ارائه نشده است. بنابراين حذف اين سرويس دهندگان مشكل بزرگي خواهد بود.
- با توجه به اينكه بعد از اجراي اين طرح بسياري از پايگاه ها كه شامل اسناد مهم شخصي، تجاري و ... بوده اند، از اين پس غير قابل دسترسي خواهند شد. نياز انتقال اسناد حس مي شود كه امري تقريباً محال و غير ممكن است.
- همچنين بسياري از سرويس دهندگان فارسي زبان اصلاً هيچ ارتباطي با دولت ايران و ايرانيان ندارند و تنها به ارائه سرويس در چند زبان دنيا مي پردازند. قطعاً اين سرويس ها حتي از چنين طرحي اطلاع هم ندارند.
- افراد غير ايراني كه در كشور به سر مي برند نيز در صورتي ممانعت اتصال به اينترنت قطعاً شكاياتي خواهند داشت و با توجه به خارجي بودن آنها شكايت در دادگاه هاي بين المللي مطرح مي گردد.
- ايجاد يك اينترانت(شبكه داخلي) آن هم با ظرفيت 10 ميليون كاربر (داخل كشور) هزينه فراوني دارد كه هيچ گاه دولت حاضر به پرداخت آن نخواهد شد. همينطور پشتيباني فني از اين شبكه خود مشكل ديگري است.
- امنيت شبكه ايجاد شده با توجه به وجود هكران قدرتمند داخلي و همچنين اصرار هكران خارجي بر ايجاد اختلال در اين شبكه.
در مجموع موارد بسياري را مي توان نام برد كه اين طرح را به يك نظريه و سپس به يك ايده تبديل مي كند. چرا كه پس از گذشت مدت كمي از اجراي آن ايده جديد لغو مجوز ISP ها (سرويس دهنگان ايينترنت) مطرح مي شود. طبق اين برنامه از اين پس ICP ها (ارائه كنندگان پهناي باند اينترنت) خود با اخذ مجوزي كه به موجب آن تعهداتي نسبت به ارائه خدمات خواهند داد مي توانند خود به پخش كارت اينترنت و ارائه خدمات مستقيم بپردازند. همچنين ISP ها نيز دعوت شده اند كه با ايجاد كنسرسيوم به فعاليت خود در قالب ICP ادامه دهند. به اين ترتيب ديگر فيلترينگ با هزينه كمتر و به صورت واحد انجام مي شود. يعني وقتي سايتي فيلتر شد با هر كارت و از هر شركتي كه به اينترنت وصل شويد آن سايت فيلتر است. همچنين با توجه به ثبت انبوه سايت ها با افزودن اين ليست به روبات هاي فيلترينگ از فيلتر شدن اشتباه سايت هاي ثبت شده جلوگيري مي شود و سايت هاي ثبت نشده، در صورت فيلتر شدن راهي براي اعتراض نخواهند داشت. اين موجب كاهش هزينه رسيدگي به شكايات در مورد فيلترينگ خواهد شد.
بحثی پیرامون صدور قعطنامه بر علیه جمهوری اسلامی ایران
نکته اول این است که با صدور این قعطنامه در حقیقت یک حرکت ناصحیح از جامعه بین المللی انجام می پذیرد. چرا که هرگز کشور های جهان در موارد دیگر حاضر به اجرای قعطنامه ها حتی پس از تصویب نشده اند. در این مورد هم این موضوع صادق است و به نظر می رسد که تصویب قعطنامه تنها یک پیروزی ظاهری برای آمریکا به ثمر داشته است.
شاید بهتر باشد از دید جدیدی به موضوع نگاه کنیم و تمام حالت های ممکن را بررسی نمائیم تا از این طریق احتمالات مختلف مشخص شوند و همچنین روشن شود که این عمل احتمال چند درصد می تواند به اهداف خود برسد.
1. ایران از زیر نظر آژانس خارج شود ( حزب آریا نیز این راه را درست می داند )
همانطور که آگاه هستید در پیمان های بین المللی تنها کشور های عضو ملزوم به رعایت قوانین و مصوبات می باشند ودر صورت خارج شدن یک کشور دیگر هیچ نظارتی از سوی آژانس قانونی نمی باشد و ما به طور آزاد قادر به انجام فعالیت های هسته ای خود خواهیم بود.
البته شایان ذکر است که در حقیقت علت اصلی عضویت ما استفاده از چتر حمایت آژانس بوده است که قطعاً پس از خروج ما از پیمان دیگر نمی توانیم از مزایای آن بهره مند شویم. یکی از اصلی ترین موارد، مسئله اطلاعات علمی است که در صورت خروج ما از زیر چتر حمایت آژانس ما باید هزینه های گزافی متحمل شویم.
در مجموع با سبک و سنگین کردن این راه و مقایسه آن می توان گفت مناسب ترین راه می باشد.
2.ایران فعالیت هسته ای خود را متوقف نماید( امری که 99٪ محال است )
3.ایران بپذید که غنی سازی را به کشور های دیگر واگذار کند
این هم می تواند تصمیم مناسبی باشد. اما هزینه ای که جهت تهیه مواد مورد نیاز از خارج ایجاد می شود به مراتب بیشتر از آن می باشد که ما از آژانس خارج شویم. البته این راه یک مزیت دارد.
با توجه به روابط مشکوک جمهوری اسلامی و دولت آمریکا انتخاب این راه آغاز مذاکرات ایران و آمریکا می شود/ هر چند ب هنظر می رسد که روابط ایران و آمریکا در حقیتقت بیشتر در پشت پرده است.
4. ایران با تحمل فشار احتمالی تحریم خود را در وضعی معلق نگه می دارد و از انجام فعالیت های خود نیز غافل نمی گردد.
البته احتمال اتخاذ تصمیم در راستای این مورد آخر بیشتر می باشد چرا که عواقب آن برای جمهوری اسلامی بسیار خوشایند خواهد بود :
- تحریک مردم در جهت حس جهان ستیزی
- ایجاد یک همبستگی با دولت و حکومت در راستای تحقق اهداف آنان
- امکان ادامه فعالیت در زیر چتر آژانس
اما برعکس جمهوری اسلامی ضرر فراونی برا جامعه در بر خواهد داشت
- مشکلات حادثه به علت تحریم
- امکان تشدید و تجدید تحریم بر علیه ایران
- امکان مداخله نظامی
البته این موارد نظر بنده حقیر بوده است. خوشحال می شوم که شما نظرات خود را بیان نمائید، شاید که افق روشنی یش چشم من پدیدار نمائید.
خود من
چون همه اینها نشان می ده که مخاطب من به من توجه داشته است.
